از نظر قَبّاليان افراطي تورات بدون كمك كتاب جلال براي عامه كاملاً قابل درك نبود. و از اين رو بدون آن فايدهٴ كمتري داشت. تفويق آيين قَبّاله بر اثر مصايبي كه يهود متحمل ميشدند بسيار بيشتر شد، چون وقتي زندگي بيش از حد طاقت انسان سخت ميشود، او بيشتر خود را به دست روٴيا ميسپارد واين روٴيا و تخيل هرچه نامعقولتر باشد بهتر است. كتاب جلال
منبعي از مطالب خوب و بد بود، منبع بخشش و فرزانگي، و در عين حال مجموعهاي سرشار از اباطيل و جنون، ازتمام روٴياهاي نامعقول ساكنان محلههاي يهوديان.
كار ما قضاوت دربارهٴ كتاب جلال و آيين قَبّاله نيست، بلكه فقط بيان ظهور و تأثير آنها تا حد مقدور است. دربارهٴ تأثير بد يا خوب
كتاب جلال جاي گزاف نيست، چون موجب شكلگرفتن انديشهٴ افراد بيشماري شد. تأثير مستقيم آن در علم بسيار بد بود، چون موجب ترغيب افكار غيرمنطقي و خرافات شد و استفاده از وسائل ابتدايي و سادهٴ كشف حقيقت را از رونق انداخت.
سطح متوسط علم يهود بيشتر ناشي از سرسپردگي محض اذهان يهود به آثار ديني بود، در اين زمينه كتاب جلال كاري را كه با
تورات و تلمود آغاز شده بود به اتمام رساند.
موسي ليوني تنها قبّالي آن عصر، نبود. تعدادي افراد ديگر هم بودند، مخصوصاً ابراهيم ابوالعافيه سرقسطي1 كه سعي كرد پاپ نيكولاس سوم را متوجه حقيقت آيين قَبّالي سازد! زندگي او سرشار از آوارگي و ماجرا بود. مهمترين شاگردش يوسفبن ابراهيم گقطليه2 كاستيلي ملقب به معجزهگر بود. قَبّالي ديگر تُدرُس ابوالعافيهٴ اشبيلي3 نام داشت.
ب) يهوديان كاتالونيايي. يهوديان كاتالونيا چندان عقبتر از همكيشان اسپانياييشان نبودند.
در حقيقت دو تن از آنان شخصيتهاي برجستهاي بودند.
شايد موسي بن نحمن بيشتر بهخاطر مناظرهاش با پابلو كريستياني نومسيحي در مورد دينهاي مسيح و يهود (بارسلون، 1263) معروف است. اين مناظره، كه دومينيكيان آن را به صورت بخشي از تبليغات ضديهوديشان ترتيب داده بودند، تنها يك نتيجه داشت، و آن تقبيح بيشتر تلمود
و قوم يهود بود. خود موسي تبعيد شد، او سرانجام در بيتالمقدس اقامت گزيد، و مهمترين تأليفش را فراهم ساخت كه شرحي بسيار محافظهكارانه بر
تورات است. در حدود 1270 فوت كرد.
سليمانبن اَدرِت يكي ديگر از رهبران محترم رابيان بود. در صورتي كه هواداران ابن ميمون و ساير فلاسفه را جناح چپ، و قَبّاليان را جناح راست به حساب آوريم، ميتوان گفت كه موسي و سليمان معرف جنبهٴ اعتدالي دين يهود، يعني مركز آن بودند. افكار سليمان بيشتر در جوابيههايي